خرید بک لینک

بينايى حس طبيعى حكم آن دست را دارد كه تنها ظاهر تجسّم يافته حقايق را لمس مى كند، ديگر كارى به همه موجوديت حقايق ندارد، چشم دريا بين چيزى است، و چشم كف بين چيز ديگرى، حال كه تو در راه دريافت حقايق گام گذاشته اى، اين بينايى كف بين را رها كن و آن ديده دريا بين را به دست آور، اين كف هايى را كه در سطح دريا حقيقت مى بينى، حركت و جنبش خود را از دريا در مى يابند.

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: شنبه 29 بهمن 1401 ساعت: 0:51

خواجه تا شانيم امّا تيشهات

مىشكافد شاخ را در بيشهات

باز شاخى را مُوَصَّل مىكند

شاخِ ديگر را معطّل مىكند

شاخ را بر تيشه دستى هست؟ نى

هيچ شاخ از دستِ تيشه جَست؟ نى

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: شنبه 29 بهمن 1401 ساعت: 0:51

ورد زبان و وارد دل در هم بسته و بهم پیوسته، تا اوراد اذکار بر زبان بنده روانست، واردات انوار در دل وی تابانست، و تا جوارح و ارکان بنده بنعت ادب در نماز است جان و روان وی در حضرت راز و نازست. و بر عکس این تا بر زبان بنده بیهده میرود، دل وی در غفلت میبود و تا قدم از دایره فرمان بدر مینهد، حلاوت ایمان بدل وی راه نیابد.

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: شنبه 29 بهمن 1401 ساعت: 0:51

هذا المقدار يحملك و مازاد على ذلك فانت حامله يعنى اينقدر ترا بر پاى همىدارد و هرچه بر اين زيادت كنى، تو حمال آنى.

خوردن براى زيستن و ذكر كردن است

تو معتقد كه زيستن از بهر خوردن است.

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: چهارشنبه 12 بهمن 1401 ساعت: 22:24

از قعر گل سیاه تا اوج زحل کردم همه مشکلات گیتی را حل بیرون جستم ز قید هر مکر و حیل هر بند گشاده شد مگر بند اجل

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: چهارشنبه 12 بهمن 1401 ساعت: 22:24

مركب لنگست و راه دورست اين راه بريدنم خيال است صد قرن چو باد اگر بپويم با اين همه گر دمى برآرم دانى تو كه سر كافرى چيست بى او نفسى مزن كه ناگاه بگذر ز رجا و خوف كاين جا چه جاى خيال و نار و نورست .

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: چهارشنبه 12 بهمن 1401 ساعت: 22:24

«خداوند در فضاى آسمانها، فلكها (مدارات كواكب) را آفريد و آنچه زينت بخش آن بود، از ستارگان مخفى و كم نور، و ستارگان پر فروغ، در آن جايگزين ساخت». (ثمّ علّق في جوّها فلكها، و ناط بها زينتها، من خفيّات دراريها، و مصابيح كواكبها).

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 11:44

بدان كه افلاك در حركات و مناسبات حركات خود و مقابلات آنها و نيز در حالات ديگر متشبه به مناسبات امور قدسى و اشعه انوار قاهره بوند و چون افلاك را نرسد كه بطور دفعى بين همه اين اوضاع و مناسبات جمع نمايند و از طرفى هر يك از ستارگان حاجب آن دگر مىباشد پس ممكن نبود كه بين همه آنها مقابله واقع شود و نيز ممكن نبود كه بين آنها حجابى نباشد و بين همه مناسباتى بود آن طور كه در عالم قواهر بود زيرا در برازخ ابعاد و حجابها بود پس بناچار افلاك حافظ اين اوضاع بود.

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 11:44

صفحه بندی